ایران من زخم خورده ...

ایران من زخم خورده ...

⚠ توجه: متن زیر مربوط به بهمن 1404 است.

امروز ایرانم شبیه مادری‌ست که در خانه‌ی خودش زخم می‌خورد؛ مادری که فرزندان ناخلفش سفره‌اش را غارت می‌کنند و بیگانگانی که پشت در ایستاده‌اند و با لبخند، سهم‌شان را می‌شمارند. وطنم را می‌بینم که نه در میدان جنگ، بلکه در اتاق‌های تاریک و پشت واژه‌های فریبنده، آرام‌آرام فرسوده می‌شود؛ مثل درختی که ریشه‌هایش را از درون می‌زنند و سایه‌اش را از بیرون می‌خواهند.

در شرایط جنگ می‌نویسم !

در شرایط جنگ می‌نویسم !

به نام خدای خالقِ شاهد ۱۳۶،
آفریدگاری که نگاهش بر هر جنبشِ جهان جاری‌ست و قدرت و حکمتش در هر برآمدن و فرونشستن حوادث دیده می‌شود.
به نام سال‌هایی که بر این سرزمین سخت گذشت؛ سال‌هایی که مردمش در میان دود و غبار و بی اعدالتی ایستادند و در میانه‌ی تمامی دشواری‌ها، هنوز امید را از دست ندادند. به نام رزمندگانی که با دل‌هایی روشن برمی‌خاستند، پاسدارانی که در راهِ حقیقت گام می‌گذاشتند و نامشان همچنان در حافظه‌ی این خاک می‌درخشد.